اوصاف خیار در قرارداد
تاریخ ارسال : 1404/05/09
💠 ماهیت و اوصاف خیار
۱. اسم مصدر اختیار است . پس معنای فارسی آن گزینش است.
۲. یک حق است نه حکم . پس قابل اسقاط است مگر خیار تدلیس. قابل نقل است مگر خیار شرط مباشرتی و خیار شرط برای شخص ثالث و قابل انتقال است مگر در دو مورد فوق.
۳. حق مالی است پس ارزش مالی دارد.
۴. مخصوص عقد لازم است . در عقود جائز اصطلاح خیار نداریم بلکه فسخ عقد جایز را در فقه ، رجوع گویند نه خیار.
۵. همه انواع آن در عقود مختلف وجود دارد مگر خیار مجلس و حیوان و تاخیر ثمن که خاص عقد بیع است .
۶. در همه عقود همه انواع آن وجود دارد مگر
در نکاح که فقط خیار عیب و تخلف از شرط صفت و تدلیس وجود دارد ولاغیر .
در وقف و ضمان نقل ذمه خیار شرط وجود ندارد.
۷. اختیار فسخ عقد است . پس هر اختیاری را خیار نمی گویند.
۸. خاص عقد است نه ایقاع.
۹. همواره یکطرفه است .
۱۰. اعمال خیار ، خود یک ایقاع است.
۱۱. اعمال خیار نیاز به قصد انشا و اهلیت دارد.
۱۲. صاحب خیار را ذوالخیار یا من له الخیار و کسی که علیه او خیار اعمال می شود ، من علیه الخیار گویند.
۱۳. امکان تعدد خیار در یک شخص وجود دارد.( دو حق برای یک شخص)
۱۴. اگر دو طرف خیار داشتند و یکی خواست فسخ کند و آن دیگری ، ابقا کند قول فاسخ ( فسخ کننده) مقدم است.( دو حق برای دو شخص)
۱۵. اگر دو وکیل هر دو در اعمال خیار وکالت داشتند ، آنکه زودتر اعمال خیار کرده قول او مقدم است. ( یک حق برای دو شخص)
۱۶. در توارث خیار اعمال آن از سوی ورثه باید با اتحاد نظر باشد یا همه ، خیار را اعمال یا همه، عقد را ابقا کنند . تجزیه موجب تضرر طرف مقابل است و غیرمجاز.
۱۷. اعمال خیار با ذوالخیار است نه دادگاه و معمولا از طریق ارسال اظهارنامه به طرف است. پس دادخواست با خواسته فسخ عقد محکوم به رد است .
۱۸. خیارات تعبدی و روایی خیار مجلس است و حیوان . خیار مبتنی بر توافق اراده طرفین، خیار شرط است و مابقی مبنایش قاعده لاضرر است .
۱۹.خیار موجب فسخ عقد از لحظه اعمال است . پس اثر قهقرایی ندارد . اثر به گذشته ندارد و آثار عقد از انعقاد تا فسخ برقرار است .
۲۰. خیار فقط برای عقد صحیح است . تنها جایی که در عقد غیرنافذ خیار وجود دارد آن عقد فضولی یا اکراهی است که مالک یا مکرَه تاخیر در اعلام رضایت دارد که اصیل حق فسخ دارد.