انواع مهریه
تاریخ ارسال : 1404/04/31
در فقه و قانون مدنی مهریه بر سه گونه است مهرالمسمی،مهرالمثل و مهرالمتعه که هر یک دارای شرایط و احکامی میباشد که به توضیح هر یک خواهیم پرداخت:
مهرالمسمی : هرگاه مهریه در عقد ازدواج تعیین شده باشد آن را مهرالمسمی میگویند. اصطلاح مهرالمسمی از فقه اسلامی گرفته شده و در ماده ۱۱۰۰ قانون مدنی به کار رفته ولی قانون مدنی آن را تعریف نکرده است با این حال با استفاده از مواد مختلف قانون و با توجه به فقه اسلامی میتوان گفت مهرالمسمی عبارت از مال معینی است که به عنوان مهریه با توافق زوجین تعیین میشود یا شخصی که زوجین انتخاب کردند معین مینماید.
این مال ممکن است عین باشد مثل : خانه، زمین ،باغ ،اتومبیل و غیر اینها و یا ممکن است منفعت باشد مثل سکونت یا اجاره بهای خانهای را برای مدت معین قرار داد که ارزش اقتصادی داشته باشد مانند تعلیم زبان خارجی یا هنری خاص یا ساختن خانه معین.همچنین به گفته قانون میتواند یک حق باشد.
مهرالمثل : مهرالمثل مهریه ای است که به موجب قراردادی تعیین نشده و بر حسب عرف و عادت و با توجه به وضع زن از لحاظ سن،زیبایی،تحصیلات،موقعیت خانوادگی و اجتماعی و … با در نظر گرفتن مقتضیات زمان و مکان معین میگردد.
ماده ۱۰۹۱ قانون مدنی می گوید:(برای تعیین مهرالمثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و وضعیت او نسبت به اماثل و اقارن و اقارب و همچنین معمول محل و غیر در نظر گرفته شود.) بنابر قانون مدنی زن در موارد زیر مستحق مهرالمثل است:
هرگاه مهر در عقد تعیین نشده باشد و قبل از تراضی برای مهر معین بین زوجین نزدیکی واقع شود که در ماده۱۰۸۷ قانون مدنی آمده است.
هرگاه عدم مهر در عقد شرط شده باشدو قبل از تراضی طرفین برای مهر معین بین زوجین نزدیکی واقع شود که در ماده۱۰۸۷ قانون مدنی آمده است.
هرگاه توافق طرفین درباره درباره مهرالمسمی به جهتی باطل باشد چنانکه مال تعیین شده مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد که در ماده ۱۱۰۰ قانون مدنی به آن اشاره شده است.
هرگاه نکاح باطل و زن جاهل به بطلان بوده و نزدیکی هم واقع شده باشد ماده ۱۰۹۹ قانون مدنی در این خصوص میگوید:( در صورت جهل زن به فساد نکاح و وقوع نزدیکی زن مستحق مهرالمثل است.)
مهرالمتعه : در صورت وقوع طلاق قبل از نزدیکی و تعیین مهریه زن مستحق مهرالمتعه خواهد بود در ماده ۱۰۹۳ قانون مدنی در این خصوص میگوید:( هرگاه مهریه در عقد ذکر نشده باشد و شوهر قبل از نزدیکی و تعیین مهریه زن خود را طلاق دهد زن مستحق مهرالمتعه است و اگر بعد از آن طلاق دهد مستحق مهرالمثل خواهد بود.) مهرالمتعه یا متعه در اصطلاح حقوقی مالی است که شوهر در صورت وقوع طلاق قبل از نزدیکی و تعیین مهریه به تناسب وضع اقتصادی خود به زن میدهد.برابر ماده ۱۰۹۴ قانون مدنی برای تعیین مهر المتعه حال مرد از حیث مالی ملاحظه میشد
لازم به ذکر اینکه قراردادی که زن و مرد راجع به مهریه میبندند یک قرارداد تبعی است یعنی قراردادی است که جنبه مالی دارد و جدا از اصل نکاح ولی تابع آن میباشد پس بنابراین باید شرایط اساسی صحت معامله در آن رعایت شود. بنابراین :
مهریه باید مالیات داشته باشد یعنی دارای ارزش داد و ستد اقتصادی باشد و به عبارت دیگر باید عوض در یک قرارداد معوض قرار گیرد که در ماده ۱۷۸ قانون مدنی به آن اشاره شده.
مهریه باید قابل تملک به وسیله زن باشد که در ماده ۱۰۷۸ قانون مدنی آمده بنابراین اموال و مشترکات عمومی مانند جادهها و باغهای عمومی و موقوفات را نمیتوان مهریه قرار داد. همچنین مالی را بر اثر صدور اجرایی صدور اجرایه بازداشت شده نمیتوان به عنوان مهریه قرار داد مگر با اجازه دارنده حق. مال قابل تملک همچنان که در بالا نیز اشاره شد ممکن است عین معین یا کلی یا منفعت یا کار یا حتی حق باشد و قابلیت تملک درباره هر یک از این اموال میتواند صدق نماید باید توجه داشت اگر مهریه عین معین باشد باید در زمان عقد موجود باشد و اگر معلوم شود از ماده ۳۶۱ قانون مدنی ای مثال از بین رفته بوده تعیین مهریه باطل و بی اثر است و مثل یا قیمت آن به زن تعلق میگیرد. که از ماده ۱۱۰۰ قانون مدنی استباط می شود.
مالی که مهریه قرار داده میشود باید ملک شوهر باشد.البته ملک ر را هم با اذن مالک میتوان مهریه قرار داد اگر ملک غیر بدون اذن مالک مهریه قرار داد و بعداً مالک آن را اجازه کند تعیین مهریه نافذ و درست خواهد بود، اما اگر صاحب مال اجازه ندهد شوهر باید مثل یا قیمت آن را به زن بدهد که در ماده ۱۱۰۰ قانون مدنی به آن اشاره شده است.
مهریه باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت آنها بشود معلوم باشداین مورد نیز در ماده ۱۰۷۹ قانون مدنی آمده است.بنابراین نمیتوان مقدار نامعلومی از زمین و یا طلا یا کالایی را که مشخصات آن معلوم نیست به عنوان مهریه قرار داد.
مهریه باید معین باشد.یعمی نمی توان یکی از دو یا چند چیز را به طور مردد به عنوان مهریه قرار داد.مثل یکی از دو خانه به طور نا معین.
مهریه باید منفعت عقلایی مشروع داشته باشد که از مواد ۲۱۵ و ۳۴۸ قانون مدنی استنباط میگردد. بنابراین چیزی را که قانون فروش یا استعمال آن را منع کرده مانند مواد مخدر نمیتوان به عنوان مهریه قرار داد.
شوهر باید قدرت بر تسلیم مهریه را داشته باشد وگرنه تعیین مهریه درست نخواهد بود مثلاً انگشتر یا گردنبندی را که در چاه افتاده و دست یافتن به آن ممکن نیست نمیتوان به عنوان مهریه قرار داد البته اگر شوهر قادر به تسلیم آن نباشد ولی زن قادر به دست آوردن آن باشد میتواند خودش آن را به دست اورد.
قانون جدید حمایت خانواده میزان مهریه را به گونهای محدود کرده است،برابر ماده ۲۲ قانون حمایت خانواده سال ۱۳۹۱( هرگاه مهریه در زمان وقوع عقد تا ۱۱۰ سکه تمام بهار آزادی یا معادل آن باشد وصول آن مشمول مقررات ماده ۲ قانون اجرای محکومیتهای مالی است چنانچه مهریه بیشتر از این میزان باشد در خصوص مازاد فقط توانایی زوج ملاک پرداخت است. رعایت مقررات مربوط به محاسبه مهریه به نرخ روز کماکان الزامی است.) البته باید گفت قانون جدید در حقیقت میزان مهریه را محدود نکرده و فقط ضمانت اجرای مهریه مازاد بر ۱۱۰ سکه را کاهش داده است. ضمانت اجرای کیفری مهریه مذکور آن است که اگر مرد از پرداخت آن امتناع کند و دادخواست اعسار هم ندهد یا ادعای اعسار او رد شود برابر ماده ۲ قانون محکومیتهای مالی به تقاضای زن تا زمان تادیه مهریه حبس میشود. اما نسبت به مازاد بر ۱۱۰ سکه ظاهراً ضمانت اجرای کیفری وجود ندارد، و زوجه میتواند فقط از طریق مدنی و با مراجعه به دادگاه و اثبات توانایی زوج حق خود را استیفا کند.
شرایط صحت مهریه
هر گاه مهریه فاقد یکی از شرایط صحت باشد باطل ولی عقد صحیح است. مثلاً اگر مالی که به عنوان مهریه تعیین شده مجهول یا نامعین باشد یا پس از عقد معلوم شود در حین عقد وجد نداشته یا مهر مال غیر بوده و مالکش آن را تنفیذ نکند در این گونه موارد مهریه باطل است.اما از آنجا که مهر یک امر فرعی و تبعی است و از ارکان نکاح به شمار نمیآید بطلان مهریه به صحت نکاح لطمه نمیزند. یادتان باشد در صورتی که مهرالمسمی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد یا مالک ملک غیر باشد در صورت سوم مستحق مثل یا قیمت آن خواهد بود.
ضمانت اجرای مهریه
مالکیت زن بر مهریه و ضمانت اجرای آن بر ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی :(به مجرد عقد زن مالک مهر میشود و میتواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید.) بنابراین اگر مهر عین معین باشد با تحقق نکاح آن عین به مالکیت زن در میآید و زن حق هرگونه انتفاع و تصرف مالکانه در آن خواهد داشت، چنانکه میتواند آن را بفروشد یا ببخشد یا اجاره دهد.
اگر مهر عین کلی باشد مانند مقداری پول یا طلا به محض وقوع عقد شوهر بدهکار آن میگردد.و زن میتواند آن را مطالبه کند مگر اینکه مدت یا اقساطی جهت تادیه آن منظور شده باشد.ماده ۱۰۸۳ قانون مدنی می گوید:(برای تادیه تمام یا قسمتی از مهر میتوان مدت یا اقساط قرار داد.)
چنانکه گفتیم زن به مجرد عقد مالک مهریه میشود و میتواند آن را از شوهر مطالبه کند و برای احقاق حق خود به طرق قانونی مانند رجوع به دادگاه و صدور اجرایی ثبتی متوسل شود به علاوه قانون به زن حق داده است که تا مهر خود را دریافت نکرده از تمکین خودداری نماید این حق معروف به حق حبس میباشدماده ۱۰۸۵ قانون مدنی در این زمینه مقرر میدارد :(زن میتواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفای وظایفی در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط (از بین برنده) حق نفقه نخواهد بود. طبق این ماده حق حبس مشروط به این است که مهر زن حال یعنی بدون مدت و قابل وصول به واسطه عقد باشد.هرگاه مهر مدتدار باشد برابر ماده ۱۸۵ قانون مدنی زن حق حبس ندارد.
البته محدودیت دیگری برای حق حبس نیز مقرر شده است و آن این است که اگر زن قبل از دریافت مهریه از شوهر تمکین کند یعنی حق حبس او ساقط میشود و دیگر نمیتواند به عنوان عدم تعدیل مهریه از انجام وظایف زناشویی خودداری نماید ،که در ماده ۱۸۶ قانون مدنی آمده است:( اگر زن قبل از اخذ مهر به اختیار خود به ایفا وظایفی که در مقابل شوهر دارد قیام نمود،دیگر نمی تواند از حق حبس استفاده کند.معذلک حقی که برای مطالبه مهر دارد ساقط نخواهد شد.) بایستی گفت مقصود قانونگذار از ایفای وظایف زناشویی نزدیکی با شوهر و به تعبیری دیگر تمکین خاص اوست نه وظایف دیگر. البته برابر ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی هنگامی که زن با اعمال حق حبس خود از تمکین خودداری کند ناشزه محسوب نمیشود و مستحق نفقه میباشد.